سال جدید( ۱۳۹۷)

بسم الله الرحمان الرحیم 

من مشتاق سال ۹۷ هستم ، سال ۹۷خیلی متفاوت تر از تمامی سالها خواهد بود چون اقدامات لازم برای پیشرفت سپری شده است و نهایتا در امتداد راه قدم برمیداریم در این راه باید تصمیمات جدی گرفته شود.چون دیگر درعرصه دیگری پاگذاشتیم عرصه ای که آرزوشو داشتم درکنار پدرم سید علی خامنه ای برای خدمت به اسلام و انقلاب قدم بردارم در تمام راهها که خدمت به انقلاب و اسلام باشد.امروزه در طول این ۵سال که تبدیل خواهد شد به ۶سال در این عرصه و راه پرتلاطم و حیاتی و همچنین دارای فضیلت و ارزش هستیم انشاءالله این راه ادامه خواهد یافت تا شهادت.

امام حسن(ع):
«بخدا سوگند که آنچه ما را از جنگ با شامیان بازداشت نه شک بود و نه پیشیمانی، بلکه [قبلاً] جنگ ما با شامیان با سلامت [فکر] و پایداری بود، اما [اکنون] دشمنی، سلامت را ربود و بیتابی، پایداری را؛ و شما [کوفیان] در آغاز کارتان در صفین، دینتان را بر دنیاتان مقدم می‌داشتید، ولی امروز دنیاتان را بر دینتان مقدم می‌دارید.»

 

دماوند

گنجور

قصیدهٔ ۱۰

 
ملک‌الشعرای بهار
 

ای دیو سپید پای در بند!

ای گنبد گیتی! ای دماوند!

از سیم به سر یکی کله خود

ز آهن به میان یکی کمر بند

تا چشم بشر نبیندت روی

بنهفته به ابر، چهر دلبند

تا وارهی از دم ستوران

وین مردم نحس دیومانند

با شیر سپهر بسته پیمان

با اختر سعد کرده پیوند

چون گشت زمین ز جور گردون

سرد و سیه و خموش و آوند

بنواخت ز خشم بر فلک مشت

آن مشت تویی، تو ای دماوند!

تو مشت درشت روزگاری

از گردش قرنها پس افکند

ای مشت زمین! بر آسمان شو

بر ری بنواز ضربتی چند

نی نی، تو نه مشت روزگاری

ای کوه! نیم ز گفته خرسند

تو قلب فسردهٔ زمینی

از درد ورم نموده یک چند

شو منفجر ای دل زمانه !

وآن آتش خود نهفته مپسند

خامش منشین، سخن همی گوی

افسرده مباش، خوش همی خند

ای مادر سر سپید! بشنو

این پند سیاه بخت فرزند

بگرای چو اژدهای گرزه

بخروش چو شرزه شیر ارغند

ترکیبی ساز بی‌مماثل

معجونی ساز بی‌همانند

از آتش آه خلق مظلوم

وز شعلهٔ کیفر خداوند

ابری بفرست بر سر ری

بارانش ز هول و بیم و آفند

بشکن در دوزخ و برون ریز

بادافره کفر کافری چند

ز آن گونه که بر مدینهٔ عاد

صرصر شرر عدم پراکند

بفکن ز پی این اساس تزویر

بگسل ز هم این نژاد و پیوند

برکن ز بن این بنا، که باید

از ریشه بنای ظلم برکند

زین بی‌خردان سفله بستان

داد دل مردم خردمند

 

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

 

حافظ (غزلیات)/یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور

حافظ (غزلیات)
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور)
'
 

 

یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور   کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن   وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن   چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت   دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب   باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند   چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم   سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید   هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب   جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار   تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
 

هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

گنجور

غزل شمارهٔ ۵

 
حافظ
 

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

باشد که بازبینم دیدار آشنا را

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل

هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند

گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند

اشهی لنا و احلی من قبله العذارا

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد

دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

آیینه سکندر جام می است بنگر

تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

خوبان (ترکان) پارسی گو بخشندگان عمرند

ساقی بده بشارت رندان پارسا را

حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود

ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

امروز

بسم الله الرحمان الرحیم

امروز تاریخ ۱۳۹۶/۱۱/۰۴ساعت ۰۰:۰۹است

آخرهای سال ۹۶است طبق امر پدرم سید علی خامنه ای حفظ الله مدظله العالی:سال ۹۶سال اقتصاد مقاومتی:تولید-اشتغال بود و همچنین من هم واسه خودم یک شعاری مخصوص، بعد از رهبر انقلابم انتخاب کرده بودم که تامین آرامش و اعصاب بود.به حول قوت الهی این دو شعار را به بهترین صورت اجراء و اقدام کردم از خودم راضی هستم

خدا را شکر میگویم که هم امر پدرم را اجرا کردم و هم به آرامش اعصاب و کنترل آن تامحدوده ای رسیدم(یعنی مقدمه اصلی را رد کردم)

منتظر سال ۹۷ هستم که ببینم امر پدرم چیست و همچنین شعار خصوصی چه خواهد بود.

انشاءالله که رضایت الله و پدرم سید علی خامنه ای همراه باشد.

دیدار امروز

بسم الله الرحمان الرحیم

امروز ۱۳۹۶/۱۰/۲۸ است. ساعت ۱۸:۰۸ میباشد 

امروز روز خوبی بود، روز اول من با صحبت کردن از بهترین پدر دنیام سید علی خامنه ای شروع شد .که این خیلی برایم ارزش مند است.

بعد ساعت ۱۱:۰۰دیدار مهربانی با کودکان بی سرپرست در خانه بازی لی لی پارک آغاز شد.

در عین حال دیدار من با زیباترین دختر دنیا خانوم حسین زاده آغاز شد.

بعد ازصحبت با ایشان و همچنین دریافت شماره از این خانوم زیبا در حین بازگشت باهم بودیم.

امروز روز فوق العاده ای بود. 

خدایا متشکرم

دلتنگی

بسم الله الرحمان الرحیم

امروز ۲۵دیماه سال ۹۶ است 

همیشه من دلتنگ و آرزوی زندگی با پدرم سید علی خامنه ای را میکنم

امروز این احساسم و دلتنگی ام نسبت به پدرم بیشتر از همیشه است 

خدایا ازت میخوام هیچوقت عشق خودت و پدرم را از من نگیر لطفا...ممنونم

امروز

بسم الله الرحمان الرحیم

امروز ۱۳۹۶/۱۰/۲۴ میباشد 

امروز روز خوب و بدی بود

امروز روزی بود که هم حوصله داشتم و هم نه !

بعد از حرف زدن با پدرم سید علی خامنه ای تا حدی حالم خوب شد و وقتی که پیاده روی کردم و انرژی زای ایرانی را خوردم حالم بهترین شد.

امروز خیلی جالب بود به خیابان هایی رو که نمیشناختم رو رفتم و جاهای جدیدی رو کشف کردم خیلی خوب بود همیشه سوال داشتم که فلان مکان کجاست ؟ بالاخره پیدا کردم! خیلی سرراست بود. خدا روشکر میگم.

?!why

بسم الله الرحمان الرحیم 

امروز روز جمعه ۱۳۹۶/۱۰/۲۲  (۲۰۱۸/۰۱/۱۲) میباشد 

امروز برایم روز خوبی است نمیدانم چرا؟

شاید:

۱.حسم بهم میگوید پدرم سید علی خامنه ای از من راضی است

۲.خداوند من را بخشیده است و گناهان من را آمرزیده

۳.به خاطر خوابی که دیدم

۴.به خاطر ...

نمیدانم.

روزی خوشیم ، روزی عصبانی ، روزی غمگین ، روزی متنفر، روز دیگر عاشق، روزی دیگر در فکر و روزی دیگر آن باز خوش و... داستان تکرار میشود من یک برنامه تحقیقی در رابطه با بشر داشتم ۳سال از آن ماجرا میگذرد ولی  باز نفهمیدم که بشر چیست ؟ و دارای چه اموری میباشد ولی میدانم که هرچه باشد بازدر قصه تازه ای قدم خواهد گذاشت ولی باز این بشر است که این امور را میگذراند واقعا مرحبا...